گزارشهای دیگر مربوط به نیاد نیکوکاری یارا را با کلیک روی این متن ببینید
مینا سبزواری – ونکوور
بنیاد نیکوکاری یارا در کنار درخواست یاری و یاوری شما برای ایجاد کار و پیشهای برای زنانی تهیدست در ایران، همواره درخواست همفکری و طرح ایدههای نو و پیشرفته در زمینهٔ نیکوکاری را از شما داشته و دارد.
بنیاد یارا میکوشد نهتنها انتقادات و پیشنهادات مخاطبان را جدی بگیرد، بلکه در کنار فعالیتهای نیکوکارانه، بستری فراهم آورد تا مخاطبان فرهیخته طرحی نو دراندازند و همهٔ ما گامی به جلو برداریم. از اینرو هرازگاهی نشستهایی برگزار میشود که ایدهها و شیوهٔ عملکرد در زمینهٔ یاوریها واکاوی شوند.
در نشست چهاردهم سپتامبر دو موضوع را که با یکدیگر پیوند هم داشتند، با دعوت از دو صاحبنظر پی گرفتیم.
دکتر محقق دربارهٔ «ارزشها» سخن گفتند و دکتر ممتازی نیز موضوع «سادهزیستی» را بیان داشتند. پس از هر سخنرانی زمان مناسبی فراهم آمد تا حاضران در گردهمایی با سخنرانان و دیگران به گفتوگو بپردازند.
نوای موسیقی و صدای دلنشین علیرضا راستینفر هم بر غنای برنامه افزود.
این نکته را که استاد راستینفر که بهتازگی ساکن ونکوور شدهاند، فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی خود را با شرکت داوطلبانه در این نشست آغاز کردند، به فال نیک میگیریم و به ایشان خوشامد میگوییم. ما در بنیاد یارا امید به رشد فرهنگی و درک و گسترش ارزش «کارکردن» داریم.
برو کار میکن مگو چیست کار
که سرمایهٔ جاودانی است کار
~ ملکالشعرای بهار
در جریان کارآفرینی برای زنانی تهیدست در ایران به مواردی برمیخوریم که متوجه میشویم هنوز نگاه سنتی و گاه نادرست ارزشگذاری منفی روی برخی از مشاغل در میان ما ایرانیان سایه افکنده است. بهامید فرهنگسازی و نیکاندیشی، از دکتر محقق گرامی خواستیم که مقولهٔ ارزشها را بازگویند.
دکتر محقق در سخنرانی خود به نقش عمیقی که ارزشها در زندگی شخصی و اجتماعی ما ایفا میکنند، پرداخت. او توضیح داد که ارزشهای شخصی، تصمیمات ما را هدایت میکنند، هویت ما را شکل میدهند و به انتخابهای روزمرهٔ ما جهت میدهند. در عین حال، ارزشهای اجتماعی پایه و اساس اعتماد، همبستگی و همکاری در جوامع را فراهم میکنند. آنها در کنار هم، چارچوب نامرئیای را تشکیل میدهند که به افراد و جوامع اجازهٔ رشد میدهد.
او همچنین بر ارتباط بین ارزشها و فضایل تأکید کرد و نشان داد که چگونه اصولی مانند صداقت، شفقت و مسئولیتپذیری نهتنها آرمانهای اخلاقی، بلکه ابزارهای عملی برای رشد، تابآوری و توانمندسازیاند. برای زنانی که با چالشهایی مانند مشکلات اقتصادی یا انزوای اجتماعی روبرو هستند، زندگی بر اساس ارزشهایشان میتواند عزت نفس، اعتمادبهنفس و عاملیت را تقویت کند. در سطحی وسیعتر، ارزشهای مشترک، کار خیریه را تقویت میکنند و جوامعی را ایجاد میکنند که در آنها حمایت و امید امکانپذیر است. سخنرانی او به ما یادآوری کرد که ارزشها کلماتی انتزاعی نیستند، بلکه نیروهای زندهایاند که میتوانند الهامبخش تغییر و تحول در زندگی باشند.
مورد دیگر اینکه بارها از هموطنان عزیز میشنویم که بسیار علاقهمندند به بنیاد نیکوکاری یارا کمک مالی کنند ولی توان مالیاش را ندارند یا مایلاند یاوریشان بهشکل انجام کارهای داوطلبانه در مسیر نیکوکاری باشد، ولی وقت و فرصت این خواستهٔ قلبی خود را ندارند.
بهنظر میآید که انتخاب شیوهٔ سادهزیستی در زندگی، رهایی ما را به ارمغان میآورد چرا که بسیارانی از ما برای خرید بیشتر کالاهای غیرضروری ساعات بیشتری کار میکنیم و همچنین بخش بزرگی از درآمد ما صرف خرید کالاهای غیرضروری میشود و امکان کمک به دیگران را نمییابیم.
در زمینههای دیگر هم گاه از سادهزیستن دور میشویم و پند سهراب سپهری را فراموش میکنیم که گفت:
ساده باشیم چه در باجهٔ یک بانک، چه در زیر درخت
در هر حال از دکتر ممتازی گرامی خواستیم که سادهزیستی در زندگی را، چه در زمینهٔ اقتصادی و چه در سایر زمینهها برای ما بازگویند.
ایشان در بخشی از سخنانش گفت: سادهزیستی فقط در خریدن لباس و کالاها نیست. ما ذهنمان را باید ساده کنیم. آماری هست که نشان میدهد در چهل سال گذشته خرید لباس از سوی مردم دنیا سه برابر شده است. تبلیغات هم کار خودش را میکند ولی توجه کنیم که سادهزیستی را میتوان در زمینههای دیگری نیز بررسی کرد. مثلاً ما چه فکر میکنیم؟ زندگی را چقدر ساده یا پیچیده میبینیم؟ معنای زندگی چیست؟ هدف ما از زندگی چیست؟ هرازگاهی مکثی کنیم و برگردیم به اینکه برنامهٔ ما چیست؟ کجای زندگی هستیم؟ کجا داریم میرویم؟ چه جریانی ما را با خودش میبرد؟ اگر برویم به این سمت که مفاهیم ذهنیمان را از افکار اضافه و مزاحم، ساده و خلوت کنیم، حتماً میتوانیم به راحتی بهتری دست پیدا کنیم و به هدفهایمان راحتتر برسیم.

موضوع سادهکردن زندگی این است که من در زندگی میتوانم دو هدف ساده برای خودم داشته باشم؛ یکی اینکه از زندگی بهرهمندی درست داشته باشم و دیگر اینکه چه تأثیری بر دیگران داشته باشم.
مورد نخست:
من به جیب خودم نگاه نمیکنم. فقط به آرزوهایی که واهیاند، میپردازم. طبیعتاً اگر غذایی برای خوردن نداشته باشم، نمیتوانم از زندگیام بهرهمند شوم ولی اینکه حتماً باید در یک رستوران لوکس غذا بخورم دیگر جزو ضروریات زندگی من نیست.
ذهن ما معمولاً بهسمت مقایسه میرود. بهتر است خودمان را از مقایسه دور کنیم. سادهزیستی باعث میشود که رابطهٔ بهتری با خودمان و دیگران برقرار کنیم. این فایدهایست که مهم است چون وقتی از معنای زندگی صحبت کردم، گفتم ما باید از زندگی بهرهمند شویم.
مورد دوم معنای زندگی:
این مورد از بخش دیگری از مغز منشأ میگیرد که با بقیهٔ حیوانات فرق میکند، و آن، کمک یا ارتباط و تأثیرگذاشتن در زندگی دیگران است. اگر ما در زندگی دیگران تأثیری نداشته باشیم، زندگیمان معنایی ندارد.
سادهزیستی اضطراب و تنش ما را هم کم میکند. اگر ذهن ما شلوغ باشد، از آرامشی که باید داشته باشیم دور میشویم.
هرازگاهی فکر کنیم چه چیزهای اضافهای در ذهن داریم؟ نگرانیها راجع به آینده، دلخوریها از گذشته، و سرزنشهای خود را دور بریزیم. جدا از گذشته و آینده، باید بتوانیم حال را حفظ کنیم.
ذهنآگاهی یعنی اینکه من حواس پنجگانهام را فعال کنم و نگذارم ذهنم هرجایی که میخواهد مرا ببرد. دربارهٔ کمالگرایی نیز بهتر است بررسیای داشته باشیم.
کمالگرایی یعنی اینکه ما حتماً باید عالی باشیم. قرار نیست ما عالی باشیم. ما همواره میتوانیم یاد بگیریم. اگر یاد نگیریم که اصلاً زنده نیستیم. اگر فکر کنیم کاملیم که زنده نیستیم. به خود و به اطرافیان اجازه بدهیم که اشتباه بکنیم و اشتباهاتمان را بپذیریم و بتوانیم از اشتباهاتمان پوزش بخواهیم.
روابط انسانی ما با دیگران هم تحتتأثیر این کاست کمال و بینقصبودن قرار میگیرد.
کمالگرایی بهعنوان یک ویژگی در ما مثل بقیهٔ ویژگیها، بهصورت همه یا هیچ نیست، یعنی اینکه یا کمالگراییم یا غیرکمالگرا. پذیرش نقصان و رفتن به سمت بهترشدن، بهترین راه است. حدی نمیخواهد. کافی است که بهترین نسخه از خودمان باشیم. هدف این است که بتوانیم در هر زمینهای کمی خودمان را بهتر کنیم و بعد از خودمان راضی باشیم.
سپاس فراوان داریم از اسپانسرهای گرامی برنامه:
- دکتر سعید ممتازی از Behravan Counselling & Psychotherapy
- دکتر رضا محقق از Prime Mind Body Centre
- خانم مری صالح (مشاور املاک)
- آقای فرزاد بهزادی (مشاور امور مالی)